خلاصه و ردهبندی سنی
14+
در این شعر، مولوی از جستجوی بیفرجام خود برای یافتن انسانهای والا و برتر سخن میگوید. او از همراهان سستعنصر خسته شده و به دنبال کسانی مانند شیر خدا (امام علی) و رستم دستان است. در پایان، اشاره میکند که آرزوی او چیزی است که یافت نمیشود، که نشاندهندهی طلب حقیقت و کمال است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، درک صحیح از نمادها و اشارات تاریخی (مانند شیر خدا و رستم دستان) نیاز به دانش پایهای دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
اسرار خودی
دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر
کز دام و دد ملولم و انسانم آرزوست ۱
زاین همرهان سستعناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست ۲
گفتم که یافت مینشود جستهایم ما
گفت آنچه یافت مینشود آنم آرزوست ۳
مولانا جلال الدین رومی ۴
کز دام و دد ملولم و انسانم آرزوست ۱
زاین همرهان سستعناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست ۲
گفتم که یافت مینشود جستهایم ما
گفت آنچه یافت مینشود آنم آرزوست ۳
مولانا جلال الدین رومی ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر بعدی:تمهید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.