خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن عرفانی از مولانا جلالالدین رومی است که به موضوعاتی مانند سیر و سلوک عرفانی، یقین، عشق الهی و رسیدن به حقیقت وجود اشاره دارد. در این شعر، شاعر از دل میخواهد که به جایگاه والای عرفانی و معنوی برسد و از دنیای مادی فراتر رود. همچنین، به مفاهیمی مانند غیبدانی، سفر معنوی و رسیدن به حقیقت اشاره شده است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و نامفهوم باشد.
غزل ۱۳۳۸ - بقا اندر بقا باشد، طریق کم زنان، ای دل
بَقا اَنْدَر بَقا باشد، طَریقِ کَم زنان، ای دل
یَقین اَنْدَر یَقین آمد قَلّنْدَر بیگُمان، ای دل ۱
به هر لحظه زِتَدبیری، به اقلیمی رَوَد میری
زِجاه و قُوَّتِ پیری، که باشد غَیب دان، ای دل ۲
کجا باشید صاحِب دل، دو روز اَنْدَر یکی مَنْزِل
چو او را سَیر شُد حاصِل، از آن سویِ جهان، ای دل ۳
چو بُگْذشتی تو گَردون را، بِدیدی بَحْرِ پُر خون را
بِبین تو ماهِ بیچون را، به شهرِ لامَکان، ای دل ۴
زَبونِ آن کَشش باشد، کسی کانْ رَهْ خوشَش باشد
رَوانَش پُر چَشش باشد، زِهی جان و رَوان، ای دل ۵
دَهَد نوری طبیعت را، دَهَد دادی شَریعَت را
چو بِسْپارَد وَدیعَت را، بِدان سَرحَدِّ جان، ای دل ۶
شُنودی شَمسِ تبریزی، گُمان بُردی ازو چیزی
یکی سِرّیْ دل آمیزی، تو را آمد عِیان، ای دل ۷
یَقین اَنْدَر یَقین آمد قَلّنْدَر بیگُمان، ای دل ۱
به هر لحظه زِتَدبیری، به اقلیمی رَوَد میری
زِجاه و قُوَّتِ پیری، که باشد غَیب دان، ای دل ۲
کجا باشید صاحِب دل، دو روز اَنْدَر یکی مَنْزِل
چو او را سَیر شُد حاصِل، از آن سویِ جهان، ای دل ۳
چو بُگْذشتی تو گَردون را، بِدیدی بَحْرِ پُر خون را
بِبین تو ماهِ بیچون را، به شهرِ لامَکان، ای دل ۴
زَبونِ آن کَشش باشد، کسی کانْ رَهْ خوشَش باشد
رَوانَش پُر چَشش باشد، زِهی جان و رَوان، ای دل ۵
دَهَد نوری طبیعت را، دَهَد دادی شَریعَت را
چو بِسْپارَد وَدیعَت را، بِدان سَرحَدِّ جان، ای دل ۶
شُنودی شَمسِ تبریزی، گُمان بُردی ازو چیزی
یکی سِرّیْ دل آمیزی، تو را آمد عِیان، ای دل ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۳۷ - الا ای رو ترش کرده، که تا نبود مرا مدخل
گوهر بعدی:غزل ۱۳۳۹ - مهم را لطف در لطف است، از آنم بیقرار، ای دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.