خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از سوزش عشق و جدایی مینالد و بیان میکند که تنها کسانی که عاشق شدهاند میتوانند این درد را درک کنند. او از داغ دل و آتش درون خود میگوید و اشاره میکند که دیگران از این رنج بیخبرند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
آتش گل
چو من ز سوز غمت جان کس نمیسوزد
که عشق خرمن اهل هوس نمیسوزد ۱
در آتشم من و این مشت استخوان بر جاست
عجب که سینه ز سوز نفس نمیسوزد ۲
ز داغ و درد جدایی کجا خبر داری؟
تو را که دل به فغان جرس نمیسوزد ۳
ز بس که داغ تو دارم چو لاله بر دل تنگ
دلم به حال دل هیچکس نمیسوزد ۴
به جز من و تو که در پای دوست سوختهایم
رهی ز آتش گل؛ خار و خس نمیسوزد ۵
که عشق خرمن اهل هوس نمیسوزد ۱
در آتشم من و این مشت استخوان بر جاست
عجب که سینه ز سوز نفس نمیسوزد ۲
ز داغ و درد جدایی کجا خبر داری؟
تو را که دل به فغان جرس نمیسوزد ۳
ز بس که داغ تو دارم چو لاله بر دل تنگ
دلم به حال دل هیچکس نمیسوزد ۴
به جز من و تو که در پای دوست سوختهایم
رهی ز آتش گل؛ خار و خس نمیسوزد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:اندام او
گوهر بعدی:چشم نیلی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.