خلاصه و ردهبندی سنی
12+
متن درباره گفتگوی بین یک فرد فقیر و نابینا با فردی به نام گیتی آفرین است. فرد نابینا از نعمتهای خداوند سپاسگزاری میکند، اما گیتی آفرین با تکبر و تحقیر به او پاسخ میدهد و خود را برتر از او میداند. در پایان، فرد نابینا با طعنه پاسخ میدهد که بزرگترین نعمت او این است که فردی مانند گیتی آفرین را نمیبیند.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و اجتماعی است که برای درک بهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از طعنه و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
نابینا و ستمگر
فقیر کوری با گیتی آفرین می گفت
که ای ز وصف تو الکن زبان تحسینم ۱
به نعمتی که مرا داده ای هزاران شکر
که من نه در خور لطف و عطای چندینم ۲
خسی گرفت گریبان کور و با وی گفت
که تا جواب نگویی ز پای ننشینم ۳
من ار سپاس جهان آفرین کنم نه شگفت
که تیز بین و قوی پنجه تر ز شاهینم ۴
ولی تو کوری و نا تندرست و حاجتمند
نه چون منی که خداوند جاه و تمکینم ۵
چه نعمتی است ترا تا به شکر آن کوشی؟
به حیرت اندر از کار چون تو مسکینم ۶
بگفت کور کزین به چه نعمتی خواهی؟
که روی چون تو فرومایه ای نمی بینم ۷
که ای ز وصف تو الکن زبان تحسینم ۱
به نعمتی که مرا داده ای هزاران شکر
که من نه در خور لطف و عطای چندینم ۲
خسی گرفت گریبان کور و با وی گفت
که تا جواب نگویی ز پای ننشینم ۳
من ار سپاس جهان آفرین کنم نه شگفت
که تیز بین و قوی پنجه تر ز شاهینم ۴
ولی تو کوری و نا تندرست و حاجتمند
نه چون منی که خداوند جاه و تمکینم ۵
چه نعمتی است ترا تا به شکر آن کوشی؟
به حیرت اندر از کار چون تو مسکینم ۶
بگفت کور کزین به چه نعمتی خواهی؟
که روی چون تو فرومایه ای نمی بینم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:نیروی اشک
گوهر بعدی:دشمن و دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.