خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق شدید خود سخن میگوید. او از شبهای سخت و تبآلود خود مینالد و آرزوی وصال معشوق را دارد. در ادامه، از یکدلی و صداقت در عشق سخن میگوید و در پایان، به گفتوگویی عاشقانه اشاره میکند که در آن معشوق خواستههای خود را بیان میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و برخی اشارات عاطفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، درک زیباییهای ادبی و معنایی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
مکتب عشق
هر شب فزاید تاب و تب من
وای از شب من وای از شب من ۱
یا من رسانم لب بر لب او
یا او رساند جان بر لب من ۲
استاد عشقم بنشین و بر خوان
درس محبت در مکتب من ۳
رسم دو رنگی آیین ما نیست
یکرنگ باشد روز و شب من ۴
گفتم رهی را کامشب چه خواهی؟
گفت آنچه خواهد نوشین لب من ۵
وای از شب من وای از شب من ۱
یا من رسانم لب بر لب او
یا او رساند جان بر لب من ۲
استاد عشقم بنشین و بر خوان
درس محبت در مکتب من ۳
رسم دو رنگی آیین ما نیست
یکرنگ باشد روز و شب من ۴
گفتم رهی را کامشب چه خواهی؟
گفت آنچه خواهد نوشین لب من ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:آزاده
گوهر بعدی:در سایه سرو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.