خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از درد عشق، ناکامیها و رنجهای عاشق سخن میگوید. شاعر از اشک خونین، تلخکامی و سیاهی بخت خود مینالد و عشق را با تصاویری مانند لاله، گل و صراحی توصیف میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'اشک خونین' و 'سیاهی بخت' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
جلوه نخستین
رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین است
نشان قافله سالار عاشقان این است ۱
مبین به چشم حقارت به خون دیده ما
که آبروی صراحی به اشک خونین است ۲
ز آشنایی ما عمر ها گذشت و هنوز
به دیده منت آن جلوه نخستین است ۳
نداد بوسه و این با که می توان گفتن؟
که تلخکامی ما ز آن دهان شیرین است ۴
به روشنان چه بری شکوه از سیاهی بخت
که اختر فلکی نیز چون تو مسکین است ۵
به غیر خون جگر نیست بی نصیبان را
زمانه را چه گنه چوننصیب ما این است ۶
رهی ز لاله و گل نشکفد بهار مرا
بهار من گل روی امیر و گلچین است ۷
نشان قافله سالار عاشقان این است ۱
مبین به چشم حقارت به خون دیده ما
که آبروی صراحی به اشک خونین است ۲
ز آشنایی ما عمر ها گذشت و هنوز
به دیده منت آن جلوه نخستین است ۳
نداد بوسه و این با که می توان گفتن؟
که تلخکامی ما ز آن دهان شیرین است ۴
به روشنان چه بری شکوه از سیاهی بخت
که اختر فلکی نیز چون تو مسکین است ۵
به غیر خون جگر نیست بی نصیبان را
زمانه را چه گنه چوننصیب ما این است ۶
رهی ز لاله و گل نشکفد بهار مرا
بهار من گل روی امیر و گلچین است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حاصل عمر
گوهر بعدی:بوسه جام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.