خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناتوانی خود در کنترل احساسات و اشکهایش میگوید. او بیان میکند که با وجود روشنبینی، نمیتواند از گریه و زاری خودداری کند و احساس میکند که مانند کودکی است که نمیتواند خویشتنداری کند. همچنین، او از ناتوانی خود در ارائه حمایت و همدردی به دیگران سخن میگوید و اشاره میکند که حتی نمیتواند سخنی موزون بگوید.
متن دارای مضامین عمیق احساسی و خودشناسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، بیان غم و اندوه و ناتوانی در کنترل احساسات نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمع خاموش
منع خویش از گریه و زاری نمی آید ز من
طفل اشکم خویشتن داری نمی آید ز من ۱
با گل و خار جهان یک رنگم از روشندلی
صبح سیمینم سیه کاری نمی آید ز من ۲
آتشی بویی ز دلجویی نمی آید ز تو
چشمه ام کاری به جز زاری نمی آید ز من ۳
ای دل رنجور از من چشم همدردی مدار
خسته دردم پرستاری نمیآید ز من ۴
امشب از من نکته موزون چه می جویی رهی
شمع خاموشم گهرباری نمی آید ز من ۵
طفل اشکم خویشتن داری نمی آید ز من ۱
با گل و خار جهان یک رنگم از روشندلی
صبح سیمینم سیه کاری نمی آید ز من ۲
آتشی بویی ز دلجویی نمی آید ز تو
چشمه ام کاری به جز زاری نمی آید ز من ۳
ای دل رنجور از من چشم همدردی مدار
خسته دردم پرستاری نمیآید ز من ۴
امشب از من نکته موزون چه می جویی رهی
شمع خاموشم گهرباری نمی آید ز من ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بوسه نسیم
گوهر بعدی:داغ محرومی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.