خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر به مقایسهی زیباییها و لذتهای دنیوی با عشق و وصال معشوق میپردازد و برتری عشق حقیقی را نشان میدهد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
ساز سخن
آب بقا کجا و لب نوش او کجا؟
آتش کجا و گرمی آغوش او کجا؟ ۱
سیمین و تابناک بود روی مه ولی
سیمینه مه کجا و بناگوش او کجا؟ ۲
دارد لبی که مستی جاوید میدهد
مینای می کجا و لب نوش او کجا؟ ۳
خفتم بیاد یار در آغوش گل ولی
آغوش گل کجا و بر و دوش او کجا؟ ۴
بی سوز عشق ساز سخن چون کند رهی؟
بانگ طرب کجا لب خاموش او کجا؟ ۵
آتش کجا و گرمی آغوش او کجا؟ ۱
سیمین و تابناک بود روی مه ولی
سیمینه مه کجا و بناگوش او کجا؟ ۲
دارد لبی که مستی جاوید میدهد
مینای می کجا و لب نوش او کجا؟ ۳
خفتم بیاد یار در آغوش گل ولی
آغوش گل کجا و بر و دوش او کجا؟ ۴
بی سوز عشق ساز سخن چون کند رهی؟
بانگ طرب کجا لب خاموش او کجا؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بار گران
گوهر بعدی:ستاره بازیگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.