خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از فرار شادی و آرامش از زندگی خود و دلتنگیهای عاشقانه شکایت میکند. او از فرار معشوق و ناپایداری احساسات مینالد و با تصاویر شاعرانه مانند اشک، شبنم صبح، و آهوی وحشی، احساسات خود را بیان میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
گریزان
چرا چو شادی از این انجمن گریزانی ؟
چو طاقت از دل بی تاب من گریزانی ؟ ۱
ز دیده ای که بود پاک تر ز شبنم صبح
چرا چو اشک من ای سیمتن گریزانی ؟ ۲
درون پیرهنت گر نهان کنیم چه سود ؟
نسیم صبحی و از پیرهن گریزانی ۳
چو آب چشمه دلی پاک و نرم خو دارم
نه آتشم که ز آغوش من گریزانی ۴
رهی نمیرمد آهوی وحشی از صیاد
بدین صفت که تو از خویشتن گریزانی ۵
چو طاقت از دل بی تاب من گریزانی ؟ ۱
ز دیده ای که بود پاک تر ز شبنم صبح
چرا چو اشک من ای سیمتن گریزانی ؟ ۲
درون پیرهنت گر نهان کنیم چه سود ؟
نسیم صبحی و از پیرهن گریزانی ۳
چو آب چشمه دلی پاک و نرم خو دارم
نه آتشم که ز آغوش من گریزانی ۴
رهی نمیرمد آهوی وحشی از صیاد
بدین صفت که تو از خویشتن گریزانی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:ناآشنا
گوهر بعدی:خنده برق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.