خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رنج عشق و تنهایی میگوید و با تصاویر شعری مانند سوختن در آتش دل، موج اشک و داغ تنهایی، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از سوختن در راه عشق و نبود یار مینالد و این رنج را با طبیعت و عناصری مانند شمع، لاله و دریا مقایسه میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
داغ تنهایی
آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم
بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم ۱
سردمهری بین که کس بر آتشم آبی نزد
گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم ۲
سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع
لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم ۳
همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب
سوختم در پیش مه رویان و بی جا سوختم ۴
سوختم از آتش دل در میان موج اشک
شوربختی بین که در آغوش دریا سوختم ۵
شمع و گل هم هر کدام از شعلهای در آتشند
در میان پاکبازان من نه تنها سوختم ۶
جان پاک من رهی خورشید عالم تاب بود
رفتم و از ماتم خود عالمی را سوختم ۷
بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم ۱
سردمهری بین که کس بر آتشم آبی نزد
گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم ۲
سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع
لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم ۳
همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب
سوختم در پیش مه رویان و بی جا سوختم ۴
سوختم از آتش دل در میان موج اشک
شوربختی بین که در آغوش دریا سوختم ۵
شمع و گل هم هر کدام از شعلهای در آتشند
در میان پاکبازان من نه تنها سوختم ۶
جان پاک من رهی خورشید عالم تاب بود
رفتم و از ماتم خود عالمی را سوختم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:طوفان حادثات
گوهر بعدی:نیلوفر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.