خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از تنهایی، ناامیدی و بی‌پناهی خود می‌گوید. او از نداشتن عشق، امید، همراه و همدرد شکایت دارد و خود را مانند غباری در بیابان یا نگاهی حیران توصیف می‌کند. در نهایت، شاعر به زندگی کوتاه و بی‌ثمر خود اشاره می‌کند.

محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی مانند ناامیدی، تنهایی و مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامناسب باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد.

مشاهده کامل

غباری در بیابانی

نه دل مفتون دلبندی، نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی، نه بر لب‌های من آهی ۱

نه جان بی‌نصیبم را پیامی از دلارامی
نه شام بی‌فروغم را نشانی از سحرگاهی ۲

نیابد محفلم گرمی، نه از شمعی، نه از جمعی
ندارد خاطرم الفت، نه با مهری، نه با ماهی ۳

به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی ۴

کیم من؟ آرزو گم کرده‌ای تنها و سرگردان
نه آرامی، نه امیدی، نه همدردی، نه همراهی ۵

گهی افتان و خیزان چون غباری در بیابانی
گهی خاموش و حیران چون نگاهی بر نظرگاهی ۶

رهی تا چند سوزم در دل شب‌ها چو کوکب‌ها
به اقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:زندان خاک
گوهر بعدی:طوفان حادثات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.