خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از نگاه‌های معشوق، بخت بد خود، و عشق بی‌پاسخ می‌گوید و از رنج‌های عاشقی سخن می‌راند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند تقدیر، وفاداری، و دعا دارد.

متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و اشارات عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربهٔ بیشتر نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند «سگان کوی تو به جستجوی خون من» ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۸۷ - هزارت دیده می‌بینم که می‌بینند هر سویی

هزارت دیده می‌بینم که می‌بینند هر سویی
دریغ آید مرا باری به هر چشمی چنان رویی ۱

چو کار افتاد با بختم نهفتی روی و موی از من
به بخت من ز مستوری فرو نگذاشتی مویی ۲

نمی‌ارزد بدان خونم که ساعد را بیازاری
تو بنشین و اشارت کن به چشمی یا به ابرویی ۳

من آن باشم که بر تابم عنان از دست تو حاشا!
همه خلق جهان سویی اگر باشند و من سویی ۴

خطا می‌دانم و آهو به آهو نسبت چشمت
که چشم شیر گیر تو ندارد هیچ آهویی ۵

سگان کوی تو دایم به جستجوی خون من
همی پویند و می‌بویند خاک هر سر کویی ۶

ازان می در قدح خندد که می را هست از ورنگی
ازان گل بی‌وفا باشد که در گل هست ازو بویی ۷

ز سر می‌خواهم از بهر تو گویی بر تراشیدن
ولی چوگان تو سر در نمی‌آرد به هر گویی ۸

دعا گوی تو بسیارند و سلمان از همه کمتر
ولی چون این دعا گویت بود کمتر دعاگویی ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۶ - تو شمع مجلس انسی و از صفا همه رویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.