این متن شعری است که در آن شاعر آرزوها و آرمانهای خود را بیان میکند. او امیدوار است که همه چیز به کامش شود، شادی از گوش به فرمان بودن دیگران به او برسد، و عشق و محبوبیتش پایدار بماند. همچنین، او آرزو میکند که اقبال و خوشبختی به نامش ثبت شود و دشمنانش به کام او بیفتند. در نهایت، شاعر میخواهد که چشمهای ارباب نظر به خلوت خاص او تبدیل شود و خون دشمنانش جرعهای از جام او گردد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خون اصحاب غرض جرعه جام تو شود' ممکن است حاوی مضامین خشونتآمیز یا پیچیده باشد که برای سنین پایین مناسب نیست.
بخش ۸۱ - غزل
شادی آید ز بن گوش غلام تو شود ۱
آنکه یاقوت لبش در نظر تست مدام
شکرین پسته او نقل مدام تو شود ۲
بعد از این خطبه اقبال به نام تو کند
عاقبت سکه خورشید به نام تو شود ۳
آخر این مرغ همایون که دلت دانه اوست
آید از روی هوا بسته دام تو شود ۴
چشم ارباب نظر خلوت خاصت گردد
خون اصحاب غرض جرعه جام تو شود ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.