این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر درد و رنج شاعر از دوری معشوق است. او از بیماری و ناراحتی خود میگوید و از معشوق میپرسد که در این شرایط چگونه است. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، مانند گل و خار، شمع و پروانه، و سنگ و دل، احساسات خود را بیان میکند. او از همراز نداشتن و درمانناپذیری دردش مینالد و در نهایت، نامهای به معشوق مینویسد و از او میخواهد که پیامش را به او برساند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر بهکاررفته در شعر، مانند 'در آهن پای و در سر دشمن جان' یا 'زنم پروانه سان خود را بر آتش'، ممکن است برای سنین پایین سنگین یا ناراحتکننده باشد.
بخش ۶۳ - غزل
درین بیماری و تیمار چونی؟ ۱
گلی بودی نبودت هیچ خاری
کنون در چنگ چندین خار چونی؟ ۲
ترا همواره بستر بود گلبرگ
گلا، از جای ناهموار چونی؟ ۳
مرا باری خیال تست مونس
ندانم با که می داری تو مجلس ۴
صبا با من همه روزست دمساز
ترا آخر بگو تا کیست همراز ۵
نشسته در ره بادم به بویت
که باد آرد مگر گردی ز کویت ۶
تو چون شمعی نشسته در شبستان
در آهن پای و در سر دشمن جان ۷
من از شوق جمال یار مهوش
زنم پروانه سان خود را بر آتش ۸
گه از حسرت زنم من سنگ بر دل
که دارد یار من در سنگ منزل ۹
مگر آهم تواند کرد کاری
کند در خلوتت یک شب گذاری ۱۰
مرادی نیست در عالم جز اینم
که روی نازنینت باز بینم ۱۱
سر زلف دل آشوبت بگیرم
به سودای تو در پای تو میرم ۱۲
مرا جانی است مرکب رانده در گل
از آن ترسم که ناگه در پی دل ۱۳
رود جان و تنم در گل بماند
مرا شوق رخت در دل بمان ۱۴
چو در دل نقش زلف یار گردد
دلم ز آزار جان بیمار گردد ۱۵
به چشمم در غم آن نرگس شنگ
جهان گاهی سیه باشد گهی تنگ ۱۶
خبر ده تا دوای کار من چیست؟
طبیب درد بی درمان من کیست؟ ۱۷
غم پنهان خود را با که گویم؟
علاج درد دل را از که جویم؟ ۱۸
چو آمد نامه خسرو به پایان
به خون دیده اش بنوشت عنوان ۱۹
روان از دیده خون دل چو خامه
بدان هر دو صنم بنوشت نامه ۲۰
که این غم نامه را هیچ ار توانید
بدان ماه پری پیکر رسانید ۲۱
چو عود و چنگ را آهنگ سازید
ز قولم این غزل بر چنگ سازید ۲۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.