خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات و تجربیات عاشقانه و عرفانی خود سخن میگوید. او از شوق دیدار معشوق، مستی و بیخودی در عشق، و تأثیر موسیقی و شراب بر روح و روان خود یاد میکند. همچنین، به تضاد بین عقل و عشق اشاره میکند و اینکه عشق چگونه عقل را از کار میاندازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به مستی و شراب وجود دارد که مناسب سنین پایین نیست.
بخش ۵۲ - غزل
شوق می ام نیمه شب بر در خمار برد
بوی گلم صبح دم بر صف گلزار برد ۱
ناله چنگ مغان آمد و گوشم گرفت
بیخودم از صومعه بر در خمار برد ۲
با همه مستی مرا پیر مغان بار داد
هرچه ز هستی من یافت به یکبار برد ۳
ساقی ام از یک جهت ساقر و پیمانه داد
مطربم از یک طرف خرقه و دستار برد ۴
همچو گلم مدتی عشق در آتش نهاد
عاقبت آب مرا بر سر بازار برد ۵
کار چو با عقل بود عشق مجالی نداشت
عشق درآمد ز در عقل من از کار برد ۶
بوی گلم صبح دم بر صف گلزار برد ۱
ناله چنگ مغان آمد و گوشم گرفت
بیخودم از صومعه بر در خمار برد ۲
با همه مستی مرا پیر مغان بار داد
هرچه ز هستی من یافت به یکبار برد ۳
ساقی ام از یک جهت ساقر و پیمانه داد
مطربم از یک طرف خرقه و دستار برد ۴
همچو گلم مدتی عشق در آتش نهاد
عاقبت آب مرا بر سر بازار برد ۵
کار چو با عقل بود عشق مجالی نداشت
عشق درآمد ز در عقل من از کار برد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۵۱ - نصیحت مهراب به جمشید
گوهر بعدی:بخش ۵۳ - دیدن جمشید ،خورشید را در باغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.