خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که از زمانی که جان گرانقدرش در بدنش قرار گرفته، عشق به معشوق را پرورش داده و همچون زلف معشوق که بر گردنش است، شور عشق را از سر بیرون نخواهد کرد.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
رباعی ۱۲ - تا با شدم این جان گرامی در تن،
تا با شدم این جان گرامی در تن،
خواهم به غم عشق تو جان پروردن ۱
چون زلف تو تا سرم بود بر گردن
شور تو ز سر بدر نخواهم کردن ۲
خواهم به غم عشق تو جان پروردن ۱
چون زلف تو تا سرم بود بر گردن
شور تو ز سر بدر نخواهم کردن ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۱ - دیدیم که این دایره بی سر و بن
گوهر بعدی:رباعی ۱۳ - بیماری شمع بین و آن مردن او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.