خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که با کمر تو دست در میان کردم و پنداشتم چیزی در میان است، اما در نهایت متوجه میشود که از آن میان چیزی بربسته شده و اکنون نمیداند چه طرفی را باید برگزیند. این متن به نوعی بیانگر احساس سرخوردگی و سردرگمی است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد و درک کامل آن نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات و مفاهیم عمیق دارد.
رباعی ۱۰ - من با کمر تو در میان کردم دست
من با کمر تو در میان کردم دست
پنداشتمش که در میان چیزی هست ۱
پیداست کز آن میان چه بر بست کمر
تا من ز کمر چه طرف بر خواهم بست ۲
پنداشتمش که در میان چیزی هست ۱
پیداست کز آن میان چه بر بست کمر
تا من ز کمر چه طرف بر خواهم بست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۹ - اشکم ز رخ تو لاله رنگ آمده است
گوهر بعدی:رباعی ۱۱ - دیدیم که این دایره بی سر و بن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.