خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از گفتوگویی با خرد خود سخن میگوید که به او نصیحت میکند چرا از دنیا دلگیر است و چرا به نزد ارباب زمان نمیرود. شاعر در پاسخ میگوید که در این زمانه کسی نیست که دارای مروت و اخلاق نیکو باشد و ترجیح میدهد به جای خواستن از افراد بخیل، خود زحمت بکشد.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و اجتماعی است که درک آن نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان کمسنوسال دشوار باشد.
قطعه ۱۱۷ - دوش با من خرد از روی نصیحت میگفت
دوش با من خرد از روی نصیحت میگفت
کای گرفته ز جهان طبع لطیف تو ملال ۱
پیش ارباب زمان می نروی از چه سبب
بهر قوتی که گریزت نبود در همه حال ۲
گفتمش زانکه درین دور قمر نیست کسی
که درو بوی مروت بود و حسن خصال ۳
کوه کندن ز پی قوت به نوک مژه به
که شدن پیش لئیمان زمان بهر سوال ۴
کای گرفته ز جهان طبع لطیف تو ملال ۱
پیش ارباب زمان می نروی از چه سبب
بهر قوتی که گریزت نبود در همه حال ۲
گفتمش زانکه درین دور قمر نیست کسی
که درو بوی مروت بود و حسن خصال ۳
کوه کندن ز پی قوت به نوک مژه به
که شدن پیش لئیمان زمان بهر سوال ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۱۱۶ - دارای شرق و غرب که جود و وقار تو
گوهر بعدی:قطعه ۱۱۸ - پناه زمره اسلام تاج دولت و دین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.