خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

در این شعر، یک فقیر توسط یک خواجه مغرور در حمام مورد تحقیر و آزار قرار می‌گیرد. فقیر سعی می‌کند با بوسیدن پای خواجه و ابراز فروتنی، او را آرام کند، اما خواجه همچنان رفتار نامناسبی دارد. در نهایت، فقیر به خواجه می‌گوید که دل او را کاملاً خراب کرده و با یک عذر ساده (مشتی گل) نمی‌توان آن را بازسازی کرد.

متن دارای مفاهیم عمیق اجتماعی و انسانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، موضوع تحقیر و آزار ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

مشاهده کامل

قطعه ۱۰۴ - پریر روز به حمام در فقیری را

پریر روز به حمام در فقیری را
به فحش و زجر فرو شست خواجه مغرور ۱

فقیر رفت که پاش چو سنگ بوسه دهد
چو شانه ریش گرفتم که دور نیستم دور ۲

از آن پس ز پی عذر داد مشتی گل
فقیر گفت که ای خواجه نیستی معذور ۳

دل مرا که به کلی خراب کرده توست
گمان مبر که به یک مشت گل شود معمور ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:قطعه ۱۰۳ - اگر هزار گنه بنده‌ای کند نبود
گوهر بعدی:قطعه ۱۰۵ - آنکه از کبر، یک وجب می‌دید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.