خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر به خیام خطاب میکند و آرزو میکند که آسمان به او احترام بگذارد و حاسدان از دیدن او محروم شوند. همچنین، شاعر از طبیعت و زیباییهای آن یاد میکند و آرزو میکند که بدون خیام، چشم و گوش طبیعت کور و ناشنوا شود. در پایان، شاعر از سنگیندلی و تعلقات دنیوی میگوید و آرزو میکند که این تعلقات از بین بروند.
این متن دارای مفاهیم فلسفی و ادبی پیچیدهای است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی خواندن متون ادبی دارد.
قطعه ۴۳ - ای خیام دولتت برکنده دور آسمان
ای خیام دولتت برکنده دور آسمان
چون خیامت بارگاه آسمان برکنده باد ۱
جز که چشم حاسدان از باغ شاهی برنکند
سر و قدت را که چشم حاسدان برکنده باد ۲
گر گشاید باز مرز نگوش و نرگس چشم و گوش
بی تو چشم و گوششان در بوستان بر کنده باد ۳
بعد ازین سنگین دلی گر دل نهد بر تاج و تخت
چون زر و یاقوت و لعلش خان و مان بر کنده باد ۴
عین آب ار وا شود بعد از تو بر صحرا و کوه
چشمهای روشن آب روان برکنده باد ۵
چون خیامت بارگاه آسمان برکنده باد ۱
جز که چشم حاسدان از باغ شاهی برنکند
سر و قدت را که چشم حاسدان برکنده باد ۲
گر گشاید باز مرز نگوش و نرگس چشم و گوش
بی تو چشم و گوششان در بوستان بر کنده باد ۳
بعد ازین سنگین دلی گر دل نهد بر تاج و تخت
چون زر و یاقوت و لعلش خان و مان بر کنده باد ۴
عین آب ار وا شود بعد از تو بر صحرا و کوه
چشمهای روشن آب روان برکنده باد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۴۲ - پادشاها صبوح دولت تو
گوهر بعدی:قطعه ۴۴ - کنار حرص الا پر کجا توانی کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.