خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر از آفتاب مشرق فضل (احتمالاً اشاره به شخصی مقدس یا معنوی) سخن میگوید و بیان میکند که نور مهر او در جان ماه (ممکن است اشاره به وجود خود شاعر یا دیگری باشد) تابیده است. او از تاریکی جهان در غیاب این آفتاب مینالد و امیدوارانه منتظر بازگشت آن است، بهطوری که انجمن (جمعیت یا دلها) همه شب مانند ستارگان به راه هستند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
قطعه ۲۱ - الا ای آفتاب مشرق فضل
الا ای آفتاب مشرق فضل
که تاب مهرت اندر جان ماه است ۱
عنان تا تافتی بر جانب شام
جهان در چشم من چون شب سیاه است ۲
به امید قدومت انجمن را
همه شب دیده چون انجم به راه است ۳
که تاب مهرت اندر جان ماه است ۱
عنان تا تافتی بر جانب شام
جهان در چشم من چون شب سیاه است ۲
به امید قدومت انجمن را
همه شب دیده چون انجم به راه است ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۲۰ - زهی آصف کز صفاتی کز کفایت
گوهر بعدی:قطعه ۲۲ - ای جهانگیری که وقت رفتن و باز آمدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.