خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر در مدح و ستایش یک شخصیت بلندمرتبه (احتمالاً حاکم یا ارباب) سروده شده است. شاعر با زبانی ادیبانه و پرطمطراق، فضایل و کرمهای این شخصیت را میستاید و در عین حال به بیان مشکلات و نیازهای خود میپردازد. او از تأخیر در وعدهها و کمتوجهی به خود گلایه میکند، اما همچنان با ادب و احترام بسیار سخن میگوید.
این متن به دلیل استفاده از زبان ادبی پیچیده، اصطلاحات کهن و مفاهیم انتزاعی مناسب مخاطبان نوجوان و بزرگسال است. درک عمیق معانی و ظرافتهای ادبی آن نیاز به دانش زبانی و بلوغ فکری دارد.
قطعه ۹ - آصف ثانی رشیدالحق والدین آنکه هست
آصف ثانی رشیدالحق والدین آنکه هست
آسمان عکسی ز روی عالم آرای شما ۱
صاحبا از ماجرای حال خود من شمهای
عرض خواهم داشت بر رای اعلای شما ۲
زان سبب بالای گردون خم شد اندر قدر صدر
کو به عکس راستی بنشست بالای شما ۳
هر کجا عزم تو پای مردی آرد در رکاب
جز رکاب آنجا که دارد در جهان پای شما ۴
آن تویی کز ابتدا در باب ارباب هنر
تربیت بودست و بخشش رسم آبای شما ۵
وان منم کز گوهر نظمم مزین کردهاست
گردن و گوش جهان را مدح بابای شما ۶
با وجود آنکه استعداد و استحقاق من
روشن است امروز بر آیینه رای شما ۷
از برای خردهای زر جستن آزار من
بس عجب میدارم از طبع گهرزای شما ۸
حاصل دی و پریرم همچنان تا چار ماه
صرف شد بر وعده امروز و فردای شما ۹
سخت بی برگم بساز امروز کارم را که هست
بیش ازین ما را سر برگ تقاضای شما ۱۰
آنچه انصاف است آمد شد خجل گشتم خجل
من ز خاک آستان آسمان سای شما ۱۱
از قدمهای خود اکنون من خجالت میکشم
هم برین صورت کزین پیش از کرمهای شما ۱۲
آسمان عکسی ز روی عالم آرای شما ۱
صاحبا از ماجرای حال خود من شمهای
عرض خواهم داشت بر رای اعلای شما ۲
زان سبب بالای گردون خم شد اندر قدر صدر
کو به عکس راستی بنشست بالای شما ۳
هر کجا عزم تو پای مردی آرد در رکاب
جز رکاب آنجا که دارد در جهان پای شما ۴
آن تویی کز ابتدا در باب ارباب هنر
تربیت بودست و بخشش رسم آبای شما ۵
وان منم کز گوهر نظمم مزین کردهاست
گردن و گوش جهان را مدح بابای شما ۶
با وجود آنکه استعداد و استحقاق من
روشن است امروز بر آیینه رای شما ۷
از برای خردهای زر جستن آزار من
بس عجب میدارم از طبع گهرزای شما ۸
حاصل دی و پریرم همچنان تا چار ماه
صرف شد بر وعده امروز و فردای شما ۹
سخت بی برگم بساز امروز کارم را که هست
بیش ازین ما را سر برگ تقاضای شما ۱۰
آنچه انصاف است آمد شد خجل گشتم خجل
من ز خاک آستان آسمان سای شما ۱۱
از قدمهای خود اکنون من خجالت میکشم
هم برین صورت کزین پیش از کرمهای شما ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۸ - بر آستان رفیع خدایگان جهان
گوهر بعدی:قطعه ۱۰ - به سال هفتصد و هفتاد و پنج گشت خراب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.