خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این شعر، شاعر از شهری سخن میگوید که با وجود برخورداری از نعمتهای طبیعی مانند آب و خاک خوب، دچار مشکلات داخلی است. او اشاره میکند که این نعمتها به دست کسانی افتاده که قدر آنها را نمیدانند و پیشنهاد میکند که این نعمتها به افراد دیگری داده شود که قدردان آنها باشند.
محتوا دارای مفاهیم انتقادی و اجتماعی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، نیاز به تفسیر و تحلیل دارد که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
قطعه ۶ - خداوندا چنین شهری که از آب و هوا خاکش
خداوندا چنین شهری که از آب و هوا خاکش
زد آتش در درون صد بار آب زندگانی را ۱
به هندو رایگان افتاد ازو بستان به ترکی ده
که هندو قدر نشناسد متاع رایگانی را ۲
زد آتش در درون صد بار آب زندگانی را ۱
به هندو رایگان افتاد ازو بستان به ترکی ده
که هندو قدر نشناسد متاع رایگانی را ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۵ - دوش چون در تتق غیب بخوابانیدم
گوهر بعدی:قطعه ۷ - هوس مملکت چرا نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.