خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از مفاهیم عرفانی و اخلاقی سخن میگوید. او از کشتن جانها، نقشهای بیجان، و افراد بیگناه نهی میکند و به عشق، ایمان، و عدالت اشاره میکند. شاعر همچنین از عشق به شمس تبریزی و سلطنت معنوی او سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و نامفهوم باشد.
غزل ۱۲۵۶ - آن که جانش دادهیی آن را مکش
آن کِه جانَش دادهیی آن را مَکُش
وَرْ نَدادی نَقْشِ بیجان را مَکُش ۱
آن دو زُلفِ کافِرِ خود را بِگو
کِی یگانه اهلِ ایمان را مَکُش ۲
آفتابا رویِ خود جِلْوه مَکُن
چند روزی ماهِ تابان را مَکُش ۳
چون تو سیمرغی به قافِ ذوالْجَلال
بازگَرد و جُمله مُرغان را مَکُش ۴
در میانِ خونِ هر مِسکین مَرو
جُز قُباد و شاهِ خاقان را مَکُش ۵
گَر مرا دَربانِ عشقَت بار داد
از سَرِ غَیرتْ تو دَربان را مَکُش ۶
گَر فُضولَم من که مِهْمانِ تواَم
شَرط نَبْوَد هیچ مِهْمان را مَکُش ۷
مَستِ میدانم زِ میْ دانم خَراب
شیشه مَشْکَن مَستِ میدان را مَکُش ۸
شَمس تبریزی تویی سُلطانِ من
بازگشتم بازِ سُلطان را مَکُش ۹
وَرْ نَدادی نَقْشِ بیجان را مَکُش ۱
آن دو زُلفِ کافِرِ خود را بِگو
کِی یگانه اهلِ ایمان را مَکُش ۲
آفتابا رویِ خود جِلْوه مَکُن
چند روزی ماهِ تابان را مَکُش ۳
چون تو سیمرغی به قافِ ذوالْجَلال
بازگَرد و جُمله مُرغان را مَکُش ۴
در میانِ خونِ هر مِسکین مَرو
جُز قُباد و شاهِ خاقان را مَکُش ۵
گَر مرا دَربانِ عشقَت بار داد
از سَرِ غَیرتْ تو دَربان را مَکُش ۶
گَر فُضولَم من که مِهْمانِ تواَم
شَرط نَبْوَد هیچ مِهْمان را مَکُش ۷
مَستِ میدانم زِ میْ دانم خَراب
شیشه مَشْکَن مَستِ میدان را مَکُش ۸
شَمس تبریزی تویی سُلطانِ من
بازگشتم بازِ سُلطان را مَکُش ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۵۵ - اندک اندک راه زد سیم و زرش
گوهر بعدی:غزل ۱۲۵۷ - چون تو شادی بنده گو غم خوار باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.