خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، با تصاویر زیبا و استعارههای شاعرانه، به توصیف معشوق و احساسات شاعر میپردازد. در آن از عناصر طبیعت مانند سنبل، گل، و شفتالو برای توصیف زیبایی معشوق استفاده شده است. شاعر از عشق و اسارت در چین و مچین زلف معشوق سخن میگوید و در نهایت با اشاره به خار هجر و باغ وصال، احساسات خود را بیان میکند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به دانش ادبی پایه دارند.
غزل ۳۰۳ - سرو من سنبل تر بر زده بر گل پرچین
سرو من سنبل تر بر زده بر گل پرچین
بستده لشکر رومش ز حبش لشکر چین ۱
رسته و بسته به دست بت من سنبلتر
وز سرش رسته فرو هشته دو صد سنبل چین ۲
حلقه در حلقه گره در گره و بند به بند
پیچ در پیچ و زره در زره و چین در چین ۳
در خطا و ختن ای خسرو خوبان خطا
چون تو ترکی نبود در همه چین و ماچین ۴
خواستم تا که بچینم ز لبش شفتالود
ابرویش گفت: «بچین!» غمزهٔ او گفت: «مچین!» ۵
در چنین چین و مچین مانده، اسیرم، چه کنم؟
سر زلف بت من مرهم چین بود و مچین ۶
حال سلمان به قلم شرح همی دادم و گفت:
خار هجرم خور و از باغ وصالم برچین ۷
بستده لشکر رومش ز حبش لشکر چین ۱
رسته و بسته به دست بت من سنبلتر
وز سرش رسته فرو هشته دو صد سنبل چین ۲
حلقه در حلقه گره در گره و بند به بند
پیچ در پیچ و زره در زره و چین در چین ۳
در خطا و ختن ای خسرو خوبان خطا
چون تو ترکی نبود در همه چین و ماچین ۴
خواستم تا که بچینم ز لبش شفتالود
ابرویش گفت: «بچین!» غمزهٔ او گفت: «مچین!» ۵
در چنین چین و مچین مانده، اسیرم، چه کنم؟
سر زلف بت من مرهم چین بود و مچین ۶
حال سلمان به قلم شرح همی دادم و گفت:
خار هجرم خور و از باغ وصالم برچین ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۲ - ای آب آتش رنگ تو، بر باد داده خاک من
گوهر بعدی:غزل ۳۰۴ - مسکین تنم به بویت، خو کرده است با جان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.