خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. شاعر معشوق را با وجود بیماری، مردمدار و جذاب توصیف میکند و از تأثیر حضور او بر جهانبینی و احساسات خود میگوید. او از طبیعت و عناصر آن مانند باد و آب، تصویر معشوق را مییابد و از زیباییهای ظاهری و معنوی معشوق سخن میگوید. همچنین، شاعر از روشنبینی و عشق پاک خود به معشوق یاد میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیق از این شعر نیاز به شناخت ادبیات کلاسیک و بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۹۳ - همیشه نرگس مست تو را بیمار میبینم
همیشه نرگس مست تو را بیمار میبینم
ولی در عین بیماریش مردمدار میبینم ۱
جهان میگردد از سودا، سیه بر چشم من هر دم
که چشم نازنینت را چنان بیمار میبینم ۲
ز شربتخانه لطفت دوایی ده که با دردت
دل سست ضعیفم را قوی افکار میبینم ۳
ز باد ار میوزد بر من نسیم دوست مییابم
به آب ار میرسم در وی خیال یار میبینم ۴
نشان طاق ابروی تو را پیوسته میپرسم
خیال سرو بالای تو را بسیار میبینم ۵
ز باغ حسن خود بر خورد که من در سایه سروت
جهانی را ز باغ عمر برخوردار میبینم ۶
رخت آیینه حسن است و حسنت صورت و معنی
من این صورت که میبینم در آن رخسار میبینم ۷
حدیث سوزناک دل از آن با شمع میگویم
که بر بالین خود او را به شب بیدار میبینم ۸
درون روشن سلمان که هست آیینه عشقت
بحمدالله که این آیینه بیزنگار میبینم ۹
ولی در عین بیماریش مردمدار میبینم ۱
جهان میگردد از سودا، سیه بر چشم من هر دم
که چشم نازنینت را چنان بیمار میبینم ۲
ز شربتخانه لطفت دوایی ده که با دردت
دل سست ضعیفم را قوی افکار میبینم ۳
ز باد ار میوزد بر من نسیم دوست مییابم
به آب ار میرسم در وی خیال یار میبینم ۴
نشان طاق ابروی تو را پیوسته میپرسم
خیال سرو بالای تو را بسیار میبینم ۵
ز باغ حسن خود بر خورد که من در سایه سروت
جهانی را ز باغ عمر برخوردار میبینم ۶
رخت آیینه حسن است و حسنت صورت و معنی
من این صورت که میبینم در آن رخسار میبینم ۷
حدیث سوزناک دل از آن با شمع میگویم
که بر بالین خود او را به شب بیدار میبینم ۸
درون روشن سلمان که هست آیینه عشقت
بحمدالله که این آیینه بیزنگار میبینم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۲ - ز آب مژگان هر شبی خرقه نمازی میکنم
گوهر بعدی:غزل ۲۹۴ - بیم آن است که در صومعه دیوانه شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.