خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق و همچنین توصیف حالتهای روحی و عرفانی اوست. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات خود را نسبت به معشوق و عشق الهی بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۸۳ - صبح محشر که من از خواب گران برخیزم
صبح محشر که من از خواب گران برخیزم
به جمالت که چو نرگس نگران برخیزم ۱
در مقامی که شهیدان غمت را طلبند
من به خون غرقه کفن رقص کنان برخیزم ۲
گرچه چون گل دگران جامه درند از عشقت
من چو سوسن به ثنا رطب لسان برخیزم ۳
چون شوم خاک به خاکم گذری کن چو صبا
تا به بویت ز زمین رقص کنان برخیزم ۴
عمر با سوز تو چون شمع به پایان آرم
نیستم دود که زود از سر آن برخیزم ۵
تو مپندار که از خاک سر کوی تو من
به جفای فلک و جور زمان برخیزم ۶
سرگرانم ز خمار شب دوشین ساقی
قدحی تا من ازین رنج گران برخیزم ۷
دو سه روز از سر سجاده بر آنم سلمان
که به عزم سفر کوی مغان برخیزم ۸
به جمالت که چو نرگس نگران برخیزم ۱
در مقامی که شهیدان غمت را طلبند
من به خون غرقه کفن رقص کنان برخیزم ۲
گرچه چون گل دگران جامه درند از عشقت
من چو سوسن به ثنا رطب لسان برخیزم ۳
چون شوم خاک به خاکم گذری کن چو صبا
تا به بویت ز زمین رقص کنان برخیزم ۴
عمر با سوز تو چون شمع به پایان آرم
نیستم دود که زود از سر آن برخیزم ۵
تو مپندار که از خاک سر کوی تو من
به جفای فلک و جور زمان برخیزم ۶
سرگرانم ز خمار شب دوشین ساقی
قدحی تا من ازین رنج گران برخیزم ۷
دو سه روز از سر سجاده بر آنم سلمان
که به عزم سفر کوی مغان برخیزم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۲ - من حیران نه آن صیدم که از قید تو بگریزم
گوهر بعدی:غزل ۲۸۴ - تا نفس هست به یاد تو برآید نفسم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.