خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن به موضوع عشق و رنج‌های آن می‌پردازد. شاعر از عشقی سخن می‌گوید که هم پنهان و هم آشکار است، اما همراه با درد و رنج است. او تأکید می‌کند که عشق واقعی هرگز پنهان نمی‌ماند و عاشق تمام اسرار خود را فاش می‌کند. همچنین، شاعر به گذرا بودن دنیا و اهمیت زندگی در لحظه اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۲۴۲ - گر لاش نمود راه قلاش

گَر لاش نِمود راهِ قَلّاش
ای هر دو جهانْ غُلامِ آن لاش ۱

ای دیده جهان و جانْ ندیده
جان است جهان تو یک نَفَس باش ۲

گَردی‌ست جهان و اَنْدَرین گَرد
جاروب نَهان شُده‌ست و فَرّاش ۳

این مَشْغَله از کجاست؟ بینی
آن روز که بِشْکَنی چو خَشْخاش ۴

عشقی که نَهان و آشکار است
خون ریز و سِتَمگر است و اوباش ۵

چون کُشته شوی دَرو بِمانی
مَن ماتَ مِنَ الْهَویٰ فَقَدْ عاش ۶

عشق است نه زَر نَهان نَمانَد
اَلْعاشِقُ کُلُّ سِرِّهِ فاش ۷

لا حُسْنُ یَلَذُّ حَیْثْ لا عِشْق
شاباش زِهی جَمال شاباش ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۴۱ - ما نعره به شب زنیم و خاموش
گوهر بعدی:غزل ۱۲۴۳ - اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.