خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی به موضوع عشق بیقید و شرط و یکتاپرستی میپردازد. شاعر بیان میکند که در میان تنوع ادیان و قبلهها، یار او تنها یکی است و عشق به معشوق را با هیچ چیز دیگری عوض نمیکند، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. او عشق را به عنوان یک نیروی الهی و فراتر از مرگ توصیف میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و تمثیلهای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۲۱ - ما رقمی میکشیم، تا به چه خواهد کشید
ما رقمی میکشیم، تا به چه خواهد کشید
ما قدمی میزنیم، تا به چه خواهد رسید ۱
قبله و مذهب بسی است، یار یکی بیش نیست
هر که دویی در میان دید یکی را دو دید ۲
کفر سر زلف توست، قبله آتش پرست
دید رخت کاتشی است، آتش از آن رو گزید ۳
من ز جهان بگذرم، وز تو نخواهم گذشت
ور تو به تیغم زنی، از تو نخواهم برید ۴
در همه بحری دهند، جان به امید کنار
لیک درین بحر ما، نیست کناری پدید ۵
ما قدمی میزنیم، تا به چه خواهد رسید ۱
قبله و مذهب بسی است، یار یکی بیش نیست
هر که دویی در میان دید یکی را دو دید ۲
کفر سر زلف توست، قبله آتش پرست
دید رخت کاتشی است، آتش از آن رو گزید ۳
من ز جهان بگذرم، وز تو نخواهم گذشت
ور تو به تیغم زنی، از تو نخواهم برید ۴
در همه بحری دهند، جان به امید کنار
لیک درین بحر ما، نیست کناری پدید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۰ - مانده یک ذره از آن دل که هوای تو گزید
گوهر بعدی:غزل ۲۲۲ - چه نویسم که دل از درد فراقت چه کشید؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.