خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، تجربهی عرفانی و عاشقانهی شاعر را در خرابات (محل عیش و نوش) توصیف میکند. او از مستی، بادهنوشی، و حضور در جمع یاران سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند فریب عشق، از دست دادن هوش و حواس، و تماشای زیباییهای محبوب اشاره دارد. در نهایت، شعر با توصیف جاذبههای چشم و ابروی معشوق به پایان میرسد.
این شعر حاوی مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مستی نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی تفسیر شود.
غزل ۱۸۵ - در خرابات مرا دوش به دوش آوردند
در خرابات مرا دوش به دوش آوردند
بیخودم بر در آن باده فروش آوردند ۱
شهسواری که نیامد به همه کون فرود
بر در خانه خمار فروش آوردند ۲
دوش بر دوش فلک میزنم امروز که دوش
مستم از کوی خرابات به دوش آوردند ۳
مطربان زیر لب از پردهسرایی، بانی
تا چه گفتند؟ که نی را به خروش آوردند ۴
ساقیان داروی بیهوشی می در دادند
دل بیهوش مرا باز به هوش آوردند ۵
شاهدان این همه دلهای پریشان را جمع
به تماشای گل غالیه پوش آوردند ۶
عشوه دادند فریب و دل و دین را ستدند
هوش بردند و نکات و نی و نوش آوردند ۷
چشم و ابروی تو از گوشه خود سلمان را
در خرابات کشان از بن گوش آوردند ۸
بیخودم بر در آن باده فروش آوردند ۱
شهسواری که نیامد به همه کون فرود
بر در خانه خمار فروش آوردند ۲
دوش بر دوش فلک میزنم امروز که دوش
مستم از کوی خرابات به دوش آوردند ۳
مطربان زیر لب از پردهسرایی، بانی
تا چه گفتند؟ که نی را به خروش آوردند ۴
ساقیان داروی بیهوشی می در دادند
دل بیهوش مرا باز به هوش آوردند ۵
شاهدان این همه دلهای پریشان را جمع
به تماشای گل غالیه پوش آوردند ۶
عشوه دادند فریب و دل و دین را ستدند
هوش بردند و نکات و نی و نوش آوردند ۷
چشم و ابروی تو از گوشه خود سلمان را
در خرابات کشان از بن گوش آوردند ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۴ - لاابالی وار، دستی بر جهان خواهم فشاند
گوهر بعدی:غزل ۱۸۶ - چشم مخمور تو مستان را به هم بر میزند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.