خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و غنایی، از عشق و دلباختگی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند گل خوشبو، سرو سهی و تیرباران عشق، حالات روحی و احساسات خود را بیان میکند. او از ناتوانی در فرار از عشق، سرگشتگی و اشتیاق خود میگوید و از معشوقی یاد میکند که مانند سروی بلند و دلرباست.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 15 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
غزل ۱۷۸ - گل که خوش طلعت و خوشبو آمد
گل که خوش طلعت و خوشبو آمد
عاشق روت به صد رو آمد ۱
کاسهای داشت سرم را عشقت
سر شوریده به زانو آمد ۲
نیست از هیچ طرف راه گریز
تیرباران ز همه سو آمد ۳
حال این چشم ضعیفم میگفت
قلمم، در قلمم مو آمد ۴
سرکشی کرد و نشد با ما راست
آن سهی سرو که دلجو آمد ۵
راز مشک سر زلف در دل
مینهفتم ز سخن بو آمد ۶
سر و بالای تو میجست در آب
همچو سلمان که بلا جو آمد ۷
عاشق روت به صد رو آمد ۱
کاسهای داشت سرم را عشقت
سر شوریده به زانو آمد ۲
نیست از هیچ طرف راه گریز
تیرباران ز همه سو آمد ۳
حال این چشم ضعیفم میگفت
قلمم، در قلمم مو آمد ۴
سرکشی کرد و نشد با ما راست
آن سهی سرو که دلجو آمد ۵
راز مشک سر زلف در دل
مینهفتم ز سخن بو آمد ۶
سر و بالای تو میجست در آب
همچو سلمان که بلا جو آمد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۷ - خوش آمد باد نوروزی، خوش آمد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۹ - سلام حال بیماران رسانیدن صبا داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.