خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد دل، عشق، رنجهای عاشقی و انتظار برای لطف معشوق سخن میگوید. او از سپردن دل به نااهلان پرهیز داده و بر اهمیت وفاداری تأکید میکند. همچنین، شاعر از ناامیدی، حسد و رنجهای روحی خود میگوید و در نهایت از معشوق میخواهد که به حالش نظر کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنجهای عاطفی ممکن است برای سنین پایین تر سنگین باشد.
غزل ۱۲۳ - مسپار دل، به هر کس، که رخ چو ماه دارد
مسپار دل، به هر کس، که رخ چو ماه دارد
به کسی سپار دل را، که دلت نگاه دارد ۱
بر چشم یار شد دل، که ز دیده، داد، خواهد
عجب ار سیه دلان را، غم داد خواه دارد ۲
تو مرا مگوی واعظ، که مریز، آب دیده
بگذار تا بریزم، که بسی گناه، دارد ۳
خبر خرابی من، ز کسی، توان شنیدن
که دلی خراب و حالی، ز غمش تباه دارد ۴
من بینوا بر گل، ره دم زدن، ندارم
حسدست بر هزارم، که هزار راه ندارد ۵
تو به حسن پادشاهی، دل عاشقت رعیت
خنکا رعیتی کو، چو تو پادشاه دارد ۶
به عذار و شاهد و خط، بستد رخت دل از من
چه دهم جواب آن کس، که خط و گواه دارد ۷
نتوان دل جهانی، همه وقف خویش کردن
به همین قدر که لعل تو خطی سیاه دارد ۸
به طریق لطف میکن، نظری به حال سلمان
که همین قدر توقع، به تو گاه گاه دارد ۹
به کسی سپار دل را، که دلت نگاه دارد ۱
بر چشم یار شد دل، که ز دیده، داد، خواهد
عجب ار سیه دلان را، غم داد خواه دارد ۲
تو مرا مگوی واعظ، که مریز، آب دیده
بگذار تا بریزم، که بسی گناه، دارد ۳
خبر خرابی من، ز کسی، توان شنیدن
که دلی خراب و حالی، ز غمش تباه دارد ۴
من بینوا بر گل، ره دم زدن، ندارم
حسدست بر هزارم، که هزار راه ندارد ۵
تو به حسن پادشاهی، دل عاشقت رعیت
خنکا رعیتی کو، چو تو پادشاه دارد ۶
به عذار و شاهد و خط، بستد رخت دل از من
چه دهم جواب آن کس، که خط و گواه دارد ۷
نتوان دل جهانی، همه وقف خویش کردن
به همین قدر که لعل تو خطی سیاه دارد ۸
به طریق لطف میکن، نظری به حال سلمان
که همین قدر توقع، به تو گاه گاه دارد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۲ - به حضرت تو، که یارد، که قصهای ز من آرد؟
گوهر بعدی:غزل ۱۲۴ - گراز تن جان شود معزول، عشقت جای آن دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.