خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از عشق و مستی باد شبگیر در بستان سخن میگوید و از دشمن میخواهد که شماتت نکند، چرا که چنین احساساتی برای بسیاری از مردم پیش میآید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۱۱۷ - نه تنها، بر سر کوی تو ما را، کار، میافتد
نه تنها، بر سر کوی تو ما را، کار، میافتد
که هر روی در آن منزل، ازین، صد بار میافتد ۱
به بویت باد شبگیری، چنان مست است، در بستان
که چون زلفت ز مستی، بر گل و گلزار، میافتد ۲
به خون مردم چشمم، شماتت کم کن، ای دشمن
چه شاید کرد، مردم را ازین، بسیار میافتد ۳
که هر روی در آن منزل، ازین، صد بار میافتد ۱
به بویت باد شبگیری، چنان مست است، در بستان
که چون زلفت ز مستی، بر گل و گلزار، میافتد ۲
به خون مردم چشمم، شماتت کم کن، ای دشمن
چه شاید کرد، مردم را ازین، بسیار میافتد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۶ - اگر روزی، نگارم را سوی بستان، گذار افتاد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸ - من امروز، از میی مستم، که در ساغر نمیگنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.