خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از عشق، فراق، و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از درد فراق، ناتوانی دل در تحمل بار عشق، و بیتوجهی یار مینالد. همچنین، به موضوعاتی مانند عرفان، بیخویشی عاشق، و ناتوانی عقل در برابر سودای عشق اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر برای درک و ارتباط نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۱۱۵ - تحریر شرح شوقت، طومار، بر نتابد
تحریر شرح شوقت، طومار، بر نتابد
تقریر وصف حالم، گفتار، بر نتابد ۱
من بارها کشیدم، بار فراق، بر دل
ترسم که دل ضعیف است، این بار، بر نتابد ۲
یاران مهربان را، رسم است، جور یاران
بر تافتن ولیکن، این بار، بر نتابد ۳
ای یار بشنو از من، گر میکنی، جفایی
با یار خویشتن کن، کاغیار بر نتابد ۴
از های و هوی رندان زاهد چه ذوق یابد
این نکته مست داند، هوشیار بر نتابد ۵
کی در دماغ عاشق، سودای عقل گنجد
آری سر قلندر، دستار بر نتابد ۶
آنکس رخ تو بیند، کز خود، نظر بدوزد
هر چشم خویشتن بین، دیدار بر نتابد ۷
در روی یار سلمان، کم کن سخن، که نازک
درد سر حکایت، بسیار، بر نتابد ۸
تقریر وصف حالم، گفتار، بر نتابد ۱
من بارها کشیدم، بار فراق، بر دل
ترسم که دل ضعیف است، این بار، بر نتابد ۲
یاران مهربان را، رسم است، جور یاران
بر تافتن ولیکن، این بار، بر نتابد ۳
ای یار بشنو از من، گر میکنی، جفایی
با یار خویشتن کن، کاغیار بر نتابد ۴
از های و هوی رندان زاهد چه ذوق یابد
این نکته مست داند، هوشیار بر نتابد ۵
کی در دماغ عاشق، سودای عقل گنجد
آری سر قلندر، دستار بر نتابد ۶
آنکس رخ تو بیند، کز خود، نظر بدوزد
هر چشم خویشتن بین، دیدار بر نتابد ۷
در روی یار سلمان، کم کن سخن، که نازک
درد سر حکایت، بسیار، بر نتابد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۴ - تشنه خود را دمی، لعل تو، آبی نداد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۶ - اگر روزی، نگارم را سوی بستان، گذار افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.