این متن شعری است که در آن شاعر از یک فرد ترشرو و بداخلاق صحبت میکند و تلاش میکند با دادن شراب (باده) به او، حالش را بهبود بخشد. شاعر اشاره میکند که این فرد از نوشیدن شراب اجتناب میکند و به جای آن سرکه میآورد. شاعر همچنین هشدار میدهد که شراب انگوری ممکن است باعث کوری شود و از خدا میخواهد که او را از چنین شرابی دور نگه دارد. در نهایت، شاعر پیشنهاد میکند که به جای شراب، آب حیات (آب خضر) به او داده شود.
این متن شامل مفاهیم فلسفی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و تأثیرات آن ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۱۲۲۶ - آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش
زین ساغَرِ خندان رو جامی بِچَشانیدش ۱
زین باده نَخوردهست او زان بارِد و سَرد است او
با این همه بِدْهیدَشْ جامی بِپَزانیدش ۲
او سِرکه چرا آرَد؟ غوره زِ چه اَفْشارَد؟
زان زَهر هَمیبارَد تا جُمله بِدانیدش ۳
آن بادهٔ انگوری نَفْزایَد جُز کوری
پَهْلویِ چُنین باده بِاللّهْ مَنِشانیدش ۴
باشد بُوَدَش سَکْته در گور نباید کرد
زین آبِ خَضِر یک کَف در حَلْق چَکانیدش ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.