خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر با استفاده از تشبیه سرو به معشوق، بیان میکند که اگرچه سرو زیبا و راست است، اما راستی و زیبایی معشوق بینظیر است. همچنین، شاعر اعلام میکند که حاضر است جان خود را فدای معشوق کند و تقصیرها را به گردن نمیگیرد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۸۱ - سرو خواند، با تو خود را راست، اما راست نیست
سرو خواند، با تو خود را راست، اما راست نیست
سرو را این حسن و زیبایی که قدت راست نیست ۱
راستی را سرو بس رعناست اما این که باد
در سر افکندست، یعنی با تو هم بالاست نیست ۲
قصد جانم میکنی، من خود، فدایت میکنم
گر تو پنداری، که تقصیری که هست، از ما نیست ۳
سرو را این حسن و زیبایی که قدت راست نیست ۱
راستی را سرو بس رعناست اما این که باد
در سر افکندست، یعنی با تو هم بالاست نیست ۲
قصد جانم میکنی، من خود، فدایت میکنم
گر تو پنداری، که تقصیری که هست، از ما نیست ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۰ - یار ما را یار بسیارست تا او یار کیست
گوهر بعدی:غزل ۸۲ - شب فراق تو را روز وصل، پیدا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.