خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر رابطه عمیق و ازلی بین شاعر و معشوق است. شاعر از دلبستگی خود به معشوق، زیبایی‌های او و تأثیر عمیقش بر زندگی خود سخن می‌گوید. همچنین، او از غربت و فراق شکایت کرده و به یادبود روزهای گذشته با معشوق اشاره می‌کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیق از اشعار کلاسیک فارسی معمولاً به سطحی از بلوغ فکری و تجربه نیاز دارد.

مشاهده کامل

غزل ۷۲ - در ازل، با تو مرا، شرط و قراری بودست

در ازل، با تو مرا، شرط و قراری بودست
با سر زلف تو نیزم، سرو کاری بودست ۱

پیش از آن دم، که دمد، خط شب از عارض روی
از سر زلف و رخت، لیل و نهاری بودست ۲

بی کناری و میانی و لبی، پیوسته
در میان من و تو، بوس و کناری بودست ۳

در جهانی که نه گل بود و نه باغ و نه بهار
از گل روی توام، باغ بهاری بودست ۴

زین همه نقش مخالف، که برانگیخته‌اند
شد یقینم که غرض، عرض نگاری بودست ۵

بی گل روی تو در چشم من از باغ وجود
هر چه آید، همه خاشاکی و خاری بودست ۶

بر من این عمر، که در غفلت و وحشت بگذشت
به دو چشم تو که خوابی و خماری بودست ۷

ای دل، از ما ببریدی و نشستی در خاک
مگر از رهگذر مات، غباری بودست ۸

تن به غربت، بنهادی و نیامد، سلمان
هیچ یادت که مرا یار و دیاری بودست ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۱ - جان من می‌رقصد از شادی، مگر یار آمده‌ست
گوهر بعدی:غزل ۷۳ - عاشقان را شوق مستی، از شرابی دیگرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.