خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و عشق نافرجام میگوید. او حال درونی خود را پر از اندوه و اشتیاق توصیف میکند و از تأثیر عمیق معشوق بر روح و روانش سخن میگوید. استفاده از استعارههایی مانند «به خون نوشتهام»، «دود درونم» و «اسیر آن لیلی» نشاندهنده شدت عشق و رنج اوست.
این متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق، اندوه و عشق نافرجام ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد.
غزل ۵۷ - فراق روی تو از شرح و بسط، بیرون است
فراق روی تو از شرح و بسط، بیرون است
زما مپرس، که حال درون دل، چون است ۱
به خون نوشتهام، این نامه را که خواهی خواند
اگر چه دود درونم، نشسته در خون است ۲
نکرد آتش شوق درون قلم ظاهر
مگر ز شوق قلم دود رفته بیرون است ۳
نمیکنم سخن اشتیاق، کان تقدیر
ز طرف حرف و زحد عبارت، افزون است ۴
بیا و قصه حالم بخوان، که بر رخ من
نوشته دیده، به خطی، چو در مکنون است ۵
خیال روی تو دارم، مقام در چشمم
سرشک چشمم، از آن رو مقیم گلگون است ۶
دل مقید سلمان، اسیر آن لیلی است
که در سلاسل زلفش، هزار مجنون است ۷
زما مپرس، که حال درون دل، چون است ۱
به خون نوشتهام، این نامه را که خواهی خواند
اگر چه دود درونم، نشسته در خون است ۲
نکرد آتش شوق درون قلم ظاهر
مگر ز شوق قلم دود رفته بیرون است ۳
نمیکنم سخن اشتیاق، کان تقدیر
ز طرف حرف و زحد عبارت، افزون است ۴
بیا و قصه حالم بخوان، که بر رخ من
نوشته دیده، به خطی، چو در مکنون است ۵
خیال روی تو دارم، مقام در چشمم
سرشک چشمم، از آن رو مقیم گلگون است ۶
دل مقید سلمان، اسیر آن لیلی است
که در سلاسل زلفش، هزار مجنون است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶ - این چه داغی است که از عشق تو بر جان من است
گوهر بعدی:غزل ۵۸ - شب است و بادیه و دل، فتاده از راه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.