خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، مستی، رندی و بیاعتنایی به دنیا میپردازد. شاعر با اشاره به خرابات و مینوشی، عشق الهی و رهایی از تعلقات دنیوی را بیان میکند. او دنیا را فانی میداند و حقیقت را در عشق و مستی معنوی جستجو میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند مستی و خرابات ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند بیاعتنایی به دنیا نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۲ - مستی و عشق از ازل، پیشه و آیین ماست
مستی و عشق از ازل، پیشه و آیین ماست
دین من این است و بس، کیست که در دین ماست ۱
خاک ره مصطبه، ز آب خضر بهتر است
چشمه نوشین او، جرعه دوشین ماست ۲
رندی و میخوارگی، قسم من امروز نیست
عادت دیرین دل، پیشه پیشین ماست ۳
بستر و بالین من، تا نشود خاک و گل
خاک و گل مصطبه، بستر و بالین ماست ۴
کنج خرابات اگر مسکن ما شد، چه شد؟
گنج دو عالم به نقد، در دل مسکین ماست ۵
نقش و نگار چهان، هیچ مبین در جهان
کانچه نظر میکنی، نقش نگارین ماست ۶
دین من این است و بس، کیست که در دین ماست ۱
خاک ره مصطبه، ز آب خضر بهتر است
چشمه نوشین او، جرعه دوشین ماست ۲
رندی و میخوارگی، قسم من امروز نیست
عادت دیرین دل، پیشه پیشین ماست ۳
بستر و بالین من، تا نشود خاک و گل
خاک و گل مصطبه، بستر و بالین ماست ۴
کنج خرابات اگر مسکن ما شد، چه شد؟
گنج دو عالم به نقد، در دل مسکین ماست ۵
نقش و نگار چهان، هیچ مبین در جهان
کانچه نظر میکنی، نقش نگارین ماست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱ - من خیال یار دارم، گر کسی را بر دل است
گوهر بعدی:غزل ۵۳ - رفیقان! کاروان، امشب، روان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.