خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد و شوق عاشقانه و درخواست کمک از معشوق برای رهایی از رنج‌های خود است. شاعر از شراب و مستی به عنوان نمادهایی برای رسیدن به وصال معشوق استفاده می‌کند و از بند زلف معشوق و شکنجه‌های عشق شکایت دارد. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم عرفانی مانند رهایی از خودی و رسیدن به خداوند نیز در متن دیده می‌شود.

محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادهای شراب و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳ - ز شراب لعل نوشین من رند بی نوا را

ز شراب لعل نوشین من رند بی نوا را
مددی که چشم مستت به خمار کشت ما را ۱

ز وجود خود ملولم قدحی بیار ساقی
برهان مرا زمانی ز خودی خود خدا را ۲

به خدا که خون رز را به دو عالم ار فروشیم
بخریم هر دو عالم بدهیم خون بهارا ۳

پسرا ز ره ببردی به نوای نی دل من
به سرت که بار دیگر بسرا همین نوا را ۴

من از آن نیم که چون نی اگرم زنی بنالم
که نوازشی است هر دم زدن تو بینوا را ۵

دل من به یارب آمد ز شکنج بند زلفت
مشکن که در دل شب اثری بود دعا را ۶

طرف عذار گلگون ز نقاب زلف مشکین
بنمای تا ملامت نکنند مبتلا را ۷

همه شب خیال رویت گذرد به چشم سلمان
که خیال دوست داند شب تیره آشنا را ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲ - امشب من و تو هردو، مستیم، ز می اما
گوهر بعدی:غزل ۴ - به دست باد گهگاهی سلامی می‌رسان یارا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.