خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر به دنبال معشوق یا وجود مقدسی میگردد که در همه جا حاضر است اما از دید او پنهان شده. شاعر از فراق و دوری معشوق شکایت میکند و از او میپرسد که کجاست، در حالی که همه چیز از او روشنایی میگیرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و مفاهیم عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۹۵۴ - ای شاهد شاهدان کجایی
ای شاهد شاهدان کجایی
وی آب رخ بتان کجایی ۱
ای جان هر آنچه در جهانست
وز تو روشن جهان کجایی ۲
ای هیچ مکان ز تو تهی نه
وی پُر ز تو لامکان کجایی ۳
ای چشم و چراغ عالم دل
ای جان جهان و جان کجایی ۴
من تاب فراق تو ندارم
ای از نظرم نهان کجایی ۵
ای کام دل شکسته من
وی آرزوی روان کجایی ۶
دیدار به کس نمینمایی
ای در همه جا عیان کجایی ۷
بیروی تو دل بود فسرده
ای گرمی عاشقان کجایی ۸
از فیض تو سوخت فیض دل را
او را تو میان جان کجایی ۹
وی آب رخ بتان کجایی ۱
ای جان هر آنچه در جهانست
وز تو روشن جهان کجایی ۲
ای هیچ مکان ز تو تهی نه
وی پُر ز تو لامکان کجایی ۳
ای چشم و چراغ عالم دل
ای جان جهان و جان کجایی ۴
من تاب فراق تو ندارم
ای از نظرم نهان کجایی ۵
ای کام دل شکسته من
وی آرزوی روان کجایی ۶
دیدار به کس نمینمایی
ای در همه جا عیان کجایی ۷
بیروی تو دل بود فسرده
ای گرمی عاشقان کجایی ۸
از فیض تو سوخت فیض دل را
او را تو میان جان کجایی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۵۳ - سحر ز هاتف غیبم رسید هیهائی
گوهر بعدی:غزل ۹۵۵ - بود گر در ما تو تنها در آئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.