خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه به توصیف زیباییهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از زلف، روی، لب، دهان، چشم و خال معشوق با عباراتی پراحساس یاد میکند و بیان میکند که چگونه عشق به معشوق او را شیدا و سودایی کرده است. همچنین، شاعر به ایمان و کفر اشاره میکند و نشان میدهد که عشق او را به سوی ترسایی (مسیحیت) کشانده است.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه عمیق و برخی اشارات به مفاهیم مذهبی مانند کفر و ایمان است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل زیباییهای ادبی و احساسی آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۹۴۹ - ای زلف تو مسکن دل شیدائی
ای زلف تو مسکن دل شیدائی
وی روی تو مجموع همه زیبائی ۱
جان در تن هیچکس نماند ز نهار
آن عارض و زلف را بکس بنمائی ۲
از حسرت آن لبم بلب آمد جان
از فکرت آن دهان شدم شیدائی ۳
بیمار شدم ز آرزوی چشمت
گشتم ز خیال خال تو سودائی ۴
ایمان بسواد کفر زلفت دادم
بستم زنار و بستدم ترسائی ۵
از حسرت آن میان شدم چون موئی
باشد روزی که در کنارم آئی ۶
گر در نظر تو فیض پستست ولی
دارد ز خیال قد تو بالائی ۷
وی روی تو مجموع همه زیبائی ۱
جان در تن هیچکس نماند ز نهار
آن عارض و زلف را بکس بنمائی ۲
از حسرت آن لبم بلب آمد جان
از فکرت آن دهان شدم شیدائی ۳
بیمار شدم ز آرزوی چشمت
گشتم ز خیال خال تو سودائی ۴
ایمان بسواد کفر زلفت دادم
بستم زنار و بستدم ترسائی ۵
از حسرت آن میان شدم چون موئی
باشد روزی که در کنارم آئی ۶
گر در نظر تو فیض پستست ولی
دارد ز خیال قد تو بالائی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۴۸ - الا ای که دلها نهان میربائی
گوهر بعدی:غزل ۹۵۰ - گل از رخ تو وام کند زیبائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.