خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، حسرت، و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق، درد هجران، و ناامیدی در عشق شکایت دارد و به جفاهای معشوق اشاره میکند. همچنین، مفاهیمی مانند پشیمانی، تغافل معشوق، و بیرحمی او در برابر بیصبری عاشق بیان شده است.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه، ناامیدی، و رنجهای روحی است که درک آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند جفا و بیرحمی نیاز به بلوغ عاطفی برای درک مناسب دارد.
غزل ۹۲۴ - ز رویت حاصل عشاق حیرانیست حیرانی
ز رویت حاصل عشاق حیرانیست حیرانی
از آن زلف و از آن کاکل پریشانی پریشانی ۱
ز بزم عشرت وصلت همه حرمان و نومیدی
ز جام شربت هجرت همه خون دل ارزانی ۲
ندانستم که مه رویان بعهد خود نمیپایند
از آن عهد و از آن پیمان پشیمانی پشیمانی ۳
مبادا هیچ کافر را چنین حالی که من دارم
جفا تا کی کنی جانا مسلمانی مسلمانی ۴
تغافل میکنی یعنی که دردت را نمیدانم
نه میدانی و میدانی که میدانم که میدانی ۵
بیاور بر سرم جانا سپاه بیکران غم
ز بیداد و جفا و محنت و جور آنچه بتوانی ۶
تو تا بیصبر باشی فیض او بیرحم خواهد بود
دلت را شیشکی آئین دلش را پیشه سندانی ۷
از آن زلف و از آن کاکل پریشانی پریشانی ۱
ز بزم عشرت وصلت همه حرمان و نومیدی
ز جام شربت هجرت همه خون دل ارزانی ۲
ندانستم که مه رویان بعهد خود نمیپایند
از آن عهد و از آن پیمان پشیمانی پشیمانی ۳
مبادا هیچ کافر را چنین حالی که من دارم
جفا تا کی کنی جانا مسلمانی مسلمانی ۴
تغافل میکنی یعنی که دردت را نمیدانم
نه میدانی و میدانی که میدانم که میدانی ۵
بیاور بر سرم جانا سپاه بیکران غم
ز بیداد و جفا و محنت و جور آنچه بتوانی ۶
تو تا بیصبر باشی فیض او بیرحم خواهد بود
دلت را شیشکی آئین دلش را پیشه سندانی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۲۳ - ای که حیران سراپای بت سیمینی
گوهر بعدی:غزل ۹۲۵ - جدا شد از بر من آن انسی روحانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.