خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن از مولوی، تضادها و تناقض‌های زندگی و رفتارهای مختلف انسان‌ها را در برابر نعمت‌ها و سختی‌های الهی بیان می‌کند. در آن به موضوعاتی مانند عشق، عبادت، رنج، لذت، عدالت و بخشش الهی اشاره شده است.

محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۸۷۷ - گهی نان را فدای جان فرستی

گهی نان را فدای جان فرستی
گهی جان را فدای نان فرستی ۱

گهی دلرا دهی ذوق عبادت
که تا جانرا بر جانان فرستی ۲

کنی گه جان و دلرا خادم تن
پی نانشان باین و آن فرستی ۳

یکی را از می عشقت کنی مست
یکی را تره و بریان فرستی ۴

یکی را جا دهی در صدر جنت
یکی سوی چه نیران فرستی ۵

کنی به درد دشمن را بدرمان
ز دردت دوست را درمان فرستی ۶

بباری بر سر این برف و باران
بسوی کشت آن باران فرستی ۷

یکیرا مست گردانی ببازار
یکیرا ساغری پنهان فرستی ۸

خلاصی گه دهی تن را ز طوفان
ببحر جان گهی طوفان فرستی ۹

جزای طاعت آن خواهم که جان را
کنی مست و سوی جانان فرستی ۱۰

سزای معصیت خواهم که در دل
ز دردت آتش سوزان فرستی ۱۱

جواب مولویست این فیض کو گفت
اگر درد مرا درمان فرستی ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۷۶ - زلف سیه بر روی مه با خط و خال آراستی
گوهر بعدی:غزل ۸۷۸ - عشق حبیب را بود بر دل من عنایتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.