خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از توکل به خدا به عنوان راه رهایی از تعلقات دنیوی و ریاکاریهای مذهبی سخن میگوید. شاعر از خرقه و سجاده و تسبیح عبور کرده و به جایگاه والای توکل بر خدا رسیده است. او بتهای درونی و ظاهری را شکسته و به سوی تعالی روحانی حرکت میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقاد از ریاکاریهای مذهبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین نیاز به بلوغ فکری برای درک لایههای معنایی شعر وجود دارد.
غزل ۸۴۹ - رفتم بخرابات توکلت علیالله
رفتم بخرابات توکلت علیالله
وارستم از آفات توکلت علیالله ۱
ز خرقه و سجاده و تسبیح گذشتم
در کشف و کرامات توکلت علیالله ۲
در خرقه سالوس نهان چند توان داشت
بتخانهٔ طاعات توکلت علیالله ۳
عزی بدر آوردم و بر خاک فکندم
بر سنگ زدم لات توکلت علیالله ۴
از آب و گل خویش سبک گشتم و رفتم
تا بام سموات توکلت علیالله ۵
راه سفر طامه کبراست توکل
تا چند ز طامات توکلت علیالله ۶
گویم سخنی فیض اگرنه خرفی تو
بگذر ز خرافات توکلت علیالله ۷
وارستم از آفات توکلت علیالله ۱
ز خرقه و سجاده و تسبیح گذشتم
در کشف و کرامات توکلت علیالله ۲
در خرقه سالوس نهان چند توان داشت
بتخانهٔ طاعات توکلت علیالله ۳
عزی بدر آوردم و بر خاک فکندم
بر سنگ زدم لات توکلت علیالله ۴
از آب و گل خویش سبک گشتم و رفتم
تا بام سموات توکلت علیالله ۵
راه سفر طامه کبراست توکل
تا چند ز طامات توکلت علیالله ۶
گویم سخنی فیض اگرنه خرفی تو
بگذر ز خرافات توکلت علیالله ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۴۸ - زین چرخ گردون فروا الی الله
گوهر بعدی:غزل ۸۵۰ - دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.