خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. شاعر بیان میکند که درد عشق با شادی آمیخته است و عشق به تمام وجودش نفوذ کرده است. او از گریههایش در دریای عشق و غمهای پی در پی میگوید، اما در نهایت از درد عشق به عنوان منبع فیض و شفا یاد میکند.
مفاهیم عمیق عشق و دردهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۸۲۱ - ای که دردت با دوا آمیخته
ای که دردت با دوا آمیخته
در غمت بس خرمی انگیخته ۱
با تو تا پیوند محکم کردهام
رشتهٔ جان از جهان بگسیخته ۲
مهر تو بگرفته سر تا پای من
عشق تو با جان و دل آمیخته ۳
بر درخت عشق در باغ دلم
میوههای گونه گون آویخته ۴
دیدهٔ گریانم از دریای عشق
در کنار درّ و گوهر ریخته ۵
کهنه غربال فلک بر سر مرا
نو بنو غم بر سر غم ریخته ۶
هم ز دردت کن دوا این درد فیض
ای ز دردت صد دوا انگیخته ۷
در غمت بس خرمی انگیخته ۱
با تو تا پیوند محکم کردهام
رشتهٔ جان از جهان بگسیخته ۲
مهر تو بگرفته سر تا پای من
عشق تو با جان و دل آمیخته ۳
بر درخت عشق در باغ دلم
میوههای گونه گون آویخته ۴
دیدهٔ گریانم از دریای عشق
در کنار درّ و گوهر ریخته ۵
کهنه غربال فلک بر سر مرا
نو بنو غم بر سر غم ریخته ۶
هم ز دردت کن دوا این درد فیض
ای ز دردت صد دوا انگیخته ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۲۰ - ز شر دیو بدرگاه ما بیار پناه
گوهر بعدی:غزل ۸۲۲ - ای ز کویت ره گذر بسته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.