خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی از مولانا است که در آن شاعر از عشق الهی و رهایی از عقل و رسوم دنیوی سخن می‌گوید. او از عشق به عنوان راهنمای زندگی یاد می‌کند و مخاطب را به ترک عقل و پیوستن به حلقهٔ مستان عشق دعوت می‌نماید. شعار اصلی شعر، تسلیم شدن در برابر عشق و رهایی از قید و بندهای دنیوی است.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌ها ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.

مشاهده کامل

غزل ۸۰۹ - ای عشق رسوا کن مرا گو نام بر من ننگ شو

ای عشق رسوا کن مرا گو نام بر من ننگ شو
باید که من عشرت کنم گو ناصحم دلتنگ شو ۱

مغزم برون آمد ز پوست افتادم اندر راه دوست
ای شوق رهبر شو مرا ای عشق پیش آهنگ شو ۲

چون شوق رهبر باشدم از دوری منزل چه غم
چون عشق در پیش است گوهر گام صد فرسنگ شو ۳

ای عقل از دوری مگو در راه مهجوری مپو
گوینده اینجا گنگ شو پوینده اینجا گنگ شو ۴

اهد زدین گردی بری از عشق اگر بوئی بری
در حلقهٔ مستان در آ با عاشقان همرنگ شو ۵

گر مرد عشقی درد جو خاکی شو و گلها بروی
بیدردی ار خواهد دلت روسنگ شو روسنگ شو ۶

گر مرد عشقی جام گیر ترک رسوم خام گیر
ور عاقلی خوش آیدت در بند نام و ننگ شو ۷

کاری کز آن نگشود در بر همزن او را زودتر
گر عاقلی دیوانه شو دیوانه فرهنگ شو ۸

خواهی ز رویش بر خوری وز لعل او شکر خوری
موئی شو ای فیض از غمش در زلف او آونگ شو ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۰۸ - قصه اندوه دل بسیار شد خاموش شو
گوهر بعدی:غزل ۸۱۰ - راه حق را مرد باید مرد کو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.