خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، ستایشی از معشوق است که با زیباییهای بینظیر و جذبههای روحانی خود، عاشق را مسحور کرده است. شاعر از عشق بیپایان خود به معشوق سخن میگوید و خود را بندهای فرمانبردار میداند که حاضر است هر چه را معشوق بخواهد، انجام دهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۷۹۹ - ای سر هر سروری در پای تو
ای سر هر سروری در پای تو
خوبی هر خوبی از بالای تو ۱
شد خراب چشم مستت ملک جان
ای جهانی مست از صهبای تو ۲
بر سر یکدیگر افتاده است دل
خستهٔ مژگان بی پروای تو ۳
هر دو عالم را بیک جو کی خرد
عاشق شوریدهٔ شیدای تو ۴
جای هیهای تو کی دارد سرم
ای دو عالم یک می از هیهای تو ۵
از خودم دارد تهی وز خویش پر
پای تا سر عشق سر تا پای تو ۶
همتی تا سر درین سودا نهم
ای سرم سودایی و سودای تو ۷
هر چه فرمائی بجان فرمان برم
ای من از جان بنده و مولای تو ۸
فیض را خاموش کن زین گفتگو
ظرف را کو وسعت دریای تو ۹
خوبی هر خوبی از بالای تو ۱
شد خراب چشم مستت ملک جان
ای جهانی مست از صهبای تو ۲
بر سر یکدیگر افتاده است دل
خستهٔ مژگان بی پروای تو ۳
هر دو عالم را بیک جو کی خرد
عاشق شوریدهٔ شیدای تو ۴
جای هیهای تو کی دارد سرم
ای دو عالم یک می از هیهای تو ۵
از خودم دارد تهی وز خویش پر
پای تا سر عشق سر تا پای تو ۶
همتی تا سر درین سودا نهم
ای سرم سودایی و سودای تو ۷
هر چه فرمائی بجان فرمان برم
ای من از جان بنده و مولای تو ۸
فیض را خاموش کن زین گفتگو
ظرف را کو وسعت دریای تو ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۹۸ - خاهم که خاک راه شوم زیر پای تو
گوهر بعدی:غزل ۸۰۰ - هستیم یکقطره از دریای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.