خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

متن بالا بیانگر عشق و فداکاری بی‌حد و مرز شاعر به معشوق است. شاعر از دل و جان خود می‌گذرد و هر آنچه دارد را فدای معشوق می‌کند. او از عشق به معشوق به عنوان منبعی از تجدید حیات و نوگرایی یاد می‌کند و هر لحظه را به عنوان فرصتی جدید برای فداکاری و عشق می‌بیند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۷۹۲ - گر برفت اندر غمت دل گو برو

گر برفت اندر غمت دل گو برو
جان اگر هم شد فدایت گو بشو ۱

حسن تو ای جان من پاینده باد
هرچه جز تو گو به قربان تو شو ۲

من طمع از خود بریدم آن زمان
که به عشقت جان و دل کردم گرو ۳

هر دمی جانی فدا سازم تو را
در هماندم بخشی از سر جان نو ۴

جان نو بخشد جمالت نو مرا
کهنه را گوید جلالت که برو ۵

هر دمم عیدی و قربان نویست
خلعتی نو، روز نو، روزی نو ۶

دوست می‌خواند تو را ای فیض هان
در ره او پای از سر کن بدو ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۹۱ - دل ز پی جست و جو در بدرو کو بکو
گوهر بعدی:غزل ۷۹۳ - زهر هجران میچشم از من چنین میخواهد او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.