خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد فراق و اشتیاق به وصال معشوق سخن میگوید. شاعر از سوختن در آتش عشق، گداختن جان و تن، و درخواست برای دیدار معشوق میسراید. او از راز و نیاز، قیامت عشق، و فیض بخشی معشوق صحبت میکند و در نهایت به سکوت و انتظار برای رسیدن فیض اشاره مینماید.
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'قیامت عشق' و 'سوختن در آتش فراق' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه عاطفی دارد.
غزل ۷۸۷ - سوختم از جفات من حق وفا که همچنین
سوختم از جفات من حق وفا که همچنین
ز آتش دل گداخت تن جان شما که همچنین ۱
هر که بپرسدت چسان روز شود شب کسان
پرده ز چهره برفکن رو بگشا که همچنین ۲
گویم اگر چسان فتد نور بعالم از رخی
خور منما که همچنان رخ بنما که همچنین ۳
دم ز قیامت ارزنم قامت خود بمن نما
فتنه چگونه میشود خیز بیا که همچنین ۴
گویم اگر چسان روز جان ز تن از برم برون
جان بتن آیدم چسان در برم آ که همچنین ۵
حرف شکر اگر رود خنده بزیر لب بیار
ور ز گهر سخن رود لب بگشا که همچنین ۶
راه سروش بسته شد ناطقه را دهان ببند
کس برسد دگر تو فیض باز سرا که همچنین ۷
ز آتش دل گداخت تن جان شما که همچنین ۱
هر که بپرسدت چسان روز شود شب کسان
پرده ز چهره برفکن رو بگشا که همچنین ۲
گویم اگر چسان فتد نور بعالم از رخی
خور منما که همچنان رخ بنما که همچنین ۳
دم ز قیامت ارزنم قامت خود بمن نما
فتنه چگونه میشود خیز بیا که همچنین ۴
گویم اگر چسان روز جان ز تن از برم برون
جان بتن آیدم چسان در برم آ که همچنین ۵
حرف شکر اگر رود خنده بزیر لب بیار
ور ز گهر سخن رود لب بگشا که همچنین ۶
راه سروش بسته شد ناطقه را دهان ببند
کس برسد دگر تو فیض باز سرا که همچنین ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۸۶ - جانب دوست میکشد عشق مرا که همچنین
گوهر بعدی:غزل ۷۸۸ - ای صبا با یار سنگین دل بگو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.